طراحی ومعماری ویلا مایا از نیما میرزامحمدی و تابان خدایی و نیما هوشیار خواه دررودهن

موقعیت: تهران، رودهن، بعد از شهرک مهرآباد، روستای ذره در

معمار/معماران: نیما میرزامحمدی و تابان خدایی و نیما هوشیار خواه

همکار طراحی پروژه: زهرا میرمیران

کارفرما: احمد مقدسی

سال آغاز پروژه: ۱۳۹۵ شمسی

سال پایان پروژه: ۱۳۹۶ شمسی

مساحت سایت پروژه: ۱۰۰۰ مترمربع

مساحت زیربنا: ۳۲۰ مترمربع

مدیر پروژه: نیما میرزامحمدی ، نیما هوشیار خواه

مشاور سازه: نیما هوشیارخواه ، رضا هوشیارخواه

اجرا: احمد مقدسی

مدلسازی و رندرینگ: زهرا میرمیران

ترسیمات: زهرا میرمیران ، رضا کاظمی

دیاگرام و گرافیک:  زهرا میرمیران ، رضا کاظمی ، سینا نیکخواه

عکس: دید استودیو ، نیما میرزامحمدی

رتبه دوم مسابقه معماری آسیا ۲A اسپانیا در سال ۲۰۱۹ میلادی

همه چيز از مايا شروع شد. پدر و مادر مايا زمين اين پروژه به همراه حوضچه (ذخيره آب زراعی) كه در آن قرار داشت را از قبل خريداری كرده بودند و قصد داشتند يک خانه ساده دو طبقه ييلاقي در آن بنا كنند؛ مقداری هم پيش رفته بودند. در مجاورت حوضچه، يک بنای مربعي ١٢*١٢ با ٩ ستونم قوطي لاغر و ديوارهای باربر سنگي ساخته و سقفی بسيار ضعيف بر آن نهاده بودند كه در نهايت لرزش زياد اين سقف هم نگراني هايي ايجاد كرده بود! درست همينجا بود كه مايا به دنيا آمد و پدر و مادرش هم كه از دوستان ما بودند تصميم به ساخت بنايي با كيفيت معماری بالاتر و البته حداقل هزينه گرفتند تا بدين ترتيب ما وارد عمل شويم.

نخست می بايست مشكلات سازه ای را حل می نموديم، از اين رو افزون بر تقويت قوطي های اجرا شده، سازه سقف همكف را مقاوم كرده و بادبندهايی دور تا دور قاب های بيروني طبقه اول طراحی نموديم.

چسبيده بودن بنای سنگي موجود به حوضچه آب، پتانسيل خوبی بود تا حوضچه را به داخل بنای همكف بكشيم و استخری داخلی و خارجی ايجاد نماييم، به اين ترتيب نيمی از بنای همكف، استخر، نيمی نشيمن و آشپزخانه ای كوچک و ميانه اين دو نيز شومينه اي سنگی شد. كوششمان را بر اين گذاشتيم تا تمامی ديواره های سنگی به همان شكل حفظ شود و قسمت های الحاقي نيز به صورت سنگی و نزديک به همان الگو اجرا شود.

با اين ديد كه خانه، خانه است از توده ای سفيد با سقف شيبدار دوطرفه آغاز كرديم و سپس آن را از خط الراس مياني به دو قسمت شرقي و غربي تقسيم نموديم. ورودی و فضاهای عمومي تر در نيمه شرقي و اتاق ها و نشيمن در نيمه غربي نشست. از آنجا كه هيچ پيش بينی براي پله طبقه اول نشده بود و امكان ايجاد سوراخی در سقف همكف نيز وجود نداشت، جعبه غربي را مقداری به سمت شمال لغزانديم تا امكان جاگذاري پله از بيرون فراهم آيد و ورودي به بالا از زير كنسول ايجاد شده مهيا شود.

حداكثر ديد و نور از جمله كانسپت های اصلي بود، شكافتن خط الراس سقف و ايجاد يك نوار شيشه ای حدفاصل سقف دوطرف و نيز نماهای سراسر شيشه اي شمالی و جنوبی كه پشت بادبندها نشسته، فضايي شفاف و پر نور را ايجاد نمود. ريتم بازی سايه خرپاها و بادبندها در طول روز موسيقی خود را می سازد كه مرهون تصميم ما در خصوص عرياني اين سازه ها بود.

فضای زير شيروانی مانندی كه بر بالای باكس سرويس و ناهارخوري ايجاد كرده بوديم هم قسمت مايا شد تا ساعاتي را در روز، نزديک به بازی نور و سايه ها به بازی خودش مشغول باشد. ­­جایی که هم در مجاورت آشپزخانه است و هم به نشیمن و ناهار خوری دید کامل دارد و می تواند همه را زیر نظر داشته باشد!

پدر و مادر مايا دوست داشتند يك آلاچيق و باربكيو در مجاورت استخر داشته باشند و از طرفی هم مجموعه سرايداری و تاسيسات نياز بود، بدين ترتيب تصميم گرفتيم كه در مجاورت شرقی استخر بنايي در دو طبقه الحاق كنيم، آلاچيق در تراز استخر و سرايداری و تاسيسات در زير آن قرار گرفت و شيب زمين هم كمكمان كرد تا سرايداری را نيز از نور و ديد بي نصيب نگذاريم؛ در نهايت مسير چوبی كه از درب شمالی ساختمان تا درب جنوبی و ميان استخر و آلاچيق امتداد می يابد اتصال اين الحاق را قوی تر كرد. محوطه نيز به گونه ای ديده شد تا كم ترين دخل و تصرف در آن به وجود آيد و تمامی نيمه جنوبی زمين به عنوان باغ حفظ گردد.

ابگینه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کمک نیاز دارید؟ چت از طریق واتساپ