پست مدرنیسم ایرانی و موزه هنرهای معاصر

0 12

“موزه هنرهای معاصر تهران، نمادی از ایرانیت مدرن در معماری معاصر ایران”

محمد اسدی

موزه هنرهای معاصر یکی از سرشناس‌ترین موزه‌های ایران و جهان است که در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است و گنجینه‌ای بسیار گرانبها از بزرگترین هنرمندان دنیا در آن نگهداری می شود. این موزه در سال ۱۳۵۶ خورشیدی (۲۲ مهر برابر با ۱۴ اکتبر ۱۹۷۷ میلادی) در جوار پارک لاله(جلالیه) تهران در زمینی به مساحت 5٬۰۰۰ متر مربع به کوشش خانم “فرح پهلوی” (ملکه وقت ایران) و با پشتیبانی ویژه ای از سوی سازمان “دفتر مخصوص فرح پهلوی” در طول مدت 9 سال طراحی و ساخته شد. این بنا دارای دو ورودی است که ورودی اصلی آن در سمت غرب بنا و از سمت خیابان کارگر در نظر گرفته شده است و ورودی دیگر از سمت پارک لاله است که ورودی خدماتی محسوب می شود. ساختمان موزه در جنوب بستر طرح و باغ مجسمه ها واقع شده و این باغ در محیطی گسترده و چمن‌کاری‌شده در شمال ساختمان است که مجسمه‌هایی از هنرمندان معاصر جهان نظیر، ماکس ارنست، پرویز تناولی، هنری مور، ماکس بیل و تعدادی از سایر هنرمندان معاصر ایران و جهان در آن قرار دارد. ساختمان موزه از نمونه‌های معماری نوین در ایران به‌شمار می‌رود که درحال حاضر این موزه یکی از واحدهای معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.

موزه ی هنرهای معاصر تهران شامل جامع‌ترین و مهم‌ترین گنجینه‌های هنر مدرن در خارج از اروپا و آمریکای شمالی و مالک یکی از ۵ -10 مجموعه ی مهم هنر نوگرا در دنیاست. این موزه شامل کارهای مهمی از جنبش‌های هیجان‌نمایی انتزاعی، پاپ آرت، مینی‌مالیسم، مفهومی و فوتورئالیسم است. در گنجینه دائمی موزه بیش از ۴۰۰۰ اثر ارزشمند از نخبگان هنرهای تجسمی ایران و جهان نگهداری می‌شود که بیشتر این آثار در دهه ی ۱۹۷۰ میلادی و با نظارت خانم فرح پهلوی خریداری شد. از جمله آثار موزه می‌توان به کارهای بسیار شاخصی از  پل گوگن، رنوار، پیکاسو، ماگریت، ارنست، جکسون پولاک، اندی وارهول، لُویت، و آلبرتو جاکومتی اشاره کرد.

ایده موزه وامدار الهام از کارهای معماران مدرنیست وقت جهان همچون لویی کان، لوکوربوزیه، فرانک لویدرایت و با نقش پررنگ اقتباس و یا به قول برخی منتقدین معماری ایران،ازطریق کپی عینی از”موزه خوان میرو”،اثر”خوزه لویی سرت” طراحی گردیده است که بنا بر انتقادات اخیر مطرح شده ،خود معمار طراح موزه نیز ضمن اعتراف به اقتباس از پروژه خوزه لویی سرت به عنوان استاد خود،استقلال طرح را از آن اثر معماری منکر شد.همچنین این پروژه به ادعای طراح و برخی ازمنتقدین، متاثر ازطرح پشت بام های شهرهای کویری ایران است که توسط”مهندس کامران طباطبایی دیبا” طراحی شده است.این نورگیرهای برگرفته از بادگیرهای کویری، نقش نوعی هدایت‌کننده ی نور از فضای بیرون به درون مجموعه را بازی می‌کند. اگرچه در گذشته پنجره‌های تعبیه‌شده در انتهای بادگیر، نقش انتقال‌دهنده جریان باد وتهویه را درساختمان برعهده داشت، اما امروزه دیگر این پنجره ها باز نمی‌شوند و تنها به فضاهای درونی روشنی می‌بخشند. ساختمان موزه نسبت به خیابان اصلی به اندازه ی ۴۵ درجه چرخیده‌است و به جز چهار نورگیر فراز ورودی، دیگر نورگیرها همگی به سوی شمال شرق هستند.

بسیاری از منتقدین و معماران ایران موزه هنرهای معاصر را بیش از هر کارکرد و محتوا،اثری فرمالیستی و محصول بلندپروازی های معمار طراح برای پرواز از بستر سنت به پست مدرنیزم می دانند،چه بسا بسیاری از آنان که در همان بازه زمانی پروژه هایی با همین مقیاس در دست داشتند، نتوانستند آثاری ارزشمندتر از این معمار خلق نمایند و این نیز صحه ای بر توان توان و زبان معمار طراح موزه هنرهای زیبا است؛معماری که نه تنها در این اثر بلکه در طراحی فرهنگسرای نیاوران،شهر شوشتر نو، مجموعه ساختمان های اداری وخوابگاهی دانشگاه جندی شاپور(شهید چمران)اهواز و بسیاری از پروژه های دیگر خوش درخشید.

معمار طراح موزه:

کامران دیبا معمار ،نقاش و شهرساز ایرانی،در سال۱۹۳۷ متولد شد. او که فارغ التحصیل رشته معماری از دانشگاه هاروارد واشنگتن در سال ۱۹۶۹ می باشد نامی آشنا و معتبر در معماری معاصر ایران است. آثار او در ایران و تهران پرشمار نیستند، اما حضوری بارز و چشمگیر دارند : موزه هنرهای معاصر ، فرهنگسرای نیاوران ، پارک شفق یا به گفته خود او پارک یوسف آباد ، برخی بناهای دانشگاه جندی شاپور ، شهر جدید شوشتر و که همه این آثار معماری در یک دوره ۱۲ ساله ( از سال ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۷ ) طراحی و اجرا شده اند.او در مدت اقامتش درایران به عنوان معمار ، مدرس دانشگاه ، نقاش و سازمانده برنامه های اجتماعی و البته مدیر موزه هنرهای معاصر تهران به عنوان نوین ترین نهاد هنری کشور فعالیت داشت. به گفته خودش علاقه واقعی او طراحی شهری بود و تنها در سالهای آخر کارحرفه ایش در ایران ، پس از جستجوهای بسیار، شانس با او یاری کرد و امکان طراحی شهرک شوشتر نو را یافت که برنده جایزه معماری آقاخان شد و در نمایشگاه آثار معماری و شهرسازی قرن بیستم ، که به مناسبت فرارسیدن سال ۲۰۰۰ در لوس آنجلس برگزار شد ، به عنوان طرح برگزیده در مجموعه آثار معماری و شهرسازی جهان به نمایش گذاشته شد.پیش از پرداختن به نقد آثار کامران دیبا ، که از زمره برجسته ترین نمایندگان معماری معاصر ایران است . حضور کامران طباطبایی دیبا به ایران با مولفه ها و شرایط مختلفی همزمانی داشت که هر یک تاثیری شگرف بر دیدگاه شخصی و حرفه ای وی به عنوان یک معمار و جامعه شناس داشت؛تمایل حکومت شاهنشاهی وقت به مدرنیزاسیون و تجدد به سبک فرنگی،افزایش جمعیت شهری در نتیجه آنچه “انقلاب سقید” نام گرفت، ورود معماران تازه وارد به ایران که یا خارجی بودند و یا از دانشگاه های خارجی فارغ التحصیل گردیده بودند و این عده در کنار مساله اتمام تحصیل دانشجویان معماری در دانشگاه های ملی(شهید بهشتی کنونی) و دانشکده هنرهای زیبا، شکل گیری موج نوی معماری ایران را نوید می دادند.

گرایشهای فکری و نظری معمار:

کارهای دیبا دردوره ۱۲ ساله فعالیتش در ایران نمایانگر علاقه خاص او به وجوه اجتماعی معماری یا به تعبیر خود او « معماری انسانی » است.منظور او از معماری انسانی؛ کار متعهد و سودمند برای جامعه و مردم بود. علاقه بسیار او به طراحی شهری ، شهرسازی و باغسازی نیز از همین گرایش فکری سرچشمه گرفته است.در واقع ، او تمایلی به طراحی بناهای خصوصی نداشت و تنها کار خصوصی او طراحی منزل شخصی دوستش پرویز تناولی، به عنوان یک هنرمند پیکره ساز بود و تمامی توجه اش به طراحی ساختمانهای عمومی و فرهنگی عام المنفعه و مسکن انبوه معطوف بود که در اغلب آنها نقش ایده ساز و برنامه ریز را هم بازی می کرد.خود او می گوید : « دلم نمی خواست برای طبقات بالا ویلا طراحی کنم. در آن هنگام اعتقاد داشتم که معماری ، به خصوص در ایران ، عملا فقط در خدمت طبقه بورژوا و دولتمندان جامعه است و از طریق شهرسازی بهتر می توان در جهت برآوردن نیازهای جامعه گام برداشت.»،پس به همین دلیل بود که پس از اتمام تحصیل در رشته معماری ، فوق لیسانس جامعه شناسی گرفتم و در طراحی شهرک کلمبیا ( بین واشنگتن و بالتیمور ) مشارکت کردم. کارم را در ایران با تاسیس دفتری با عنوان « موسسه شهرسازی و تهیه طرحهای اجتماعی » آغاز کردم که خیلی ها در ابتدا فکر می کردند یک موسسه دولتی است. اما خیلی زود فهمیدم که دست یافتن به پروژه های مورد علاقه ام چندان آسان نیست.»

تحولات اجتماعی و سیاسی دهه چهل و پنجاه خورشیدی:

در دهه دوم و سوم دوره سلطنت محمدرضا شاه پهلوی،دگرگونی های عمده ای در عرصه های اجتماعی، فرهنگی جامعه ایران رخ داد،که تاثیرات بزرگی بر معماری و شهرسازی معاصر ایران گذارد.با گسترش نوسازی درکشور،تحولات فرهنگی پدید آمدو طبقات سنتی جامعه ایران تغییر یافت.رشد “طبقه متوسط اجتماعی” از دیگر پیامدهای نوسازی این دوره بودکه موجب شکل گیری زندگی سیاسی، فرهنگی اقشار مردمی ،برپایه دیدگاه های غیر سنتی متمایل به “تجددخواهی” شد.

تقاضای روزافزون برای استخدام فن آگاهان و مدیران در سطوح مختلف بخش های عمومی و تخصصی و گسترش سریع آموزش به سبک غربی،به پیدایی این طبقه متشکل از متخصصان آزاد ،کارمندان ،نیروهای نظامی و فن آگاهان روشنفکر در بخش های خصوصی منجر شد.

افزایش جمعیت شهرنشین و رشد آموزش عالی از مهمترین عوامل افزایش طبقه متوسط جدید بود،افزایش درآمد و مصرف در شهر و زوال کشاورزی و روستانشینی،زندگی عشایری و ایلی،به مهاجرت جمعی روستاییان به شهرها انجامید.گسترش دیوانسالاری و تمرکز بیش از پیش تصمیمیات اجرایی در تهران و مراکز استانها موجب سیل جمعیت از روستاها به شهرها و از شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ شد(کاتوزیان،همایون،1385،الف:ص322).

از سویی افزایش مراکز تحصیلات عالی، بستر مناسبی برای رشد طبقه متوسط جدید بود،از آغاز دهه 1340خورشیدی،تحولات اساسی چه در رشد کمی مراکز آموزش عالی و چه در کیفیت آموزشی پدید آمدو به تامین نیروی لازم برای انجام برنامه های توسعه ای،دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی رشد چشمگیری یافت.از سال 1340خورشیدی نظام آموزش دانشگاهی ایران تغییر کرد و نظام  آموزشی فرانسوی جای خود را به نظام  آموزش جدید آمریکایی داد(بهنام،1373:ص102)،به این ترتیب شهرنشینی ، سواد ،آموزش و نیز وسایل ارتباط جمعی که بر اثر بالارفتن درآمدهای نفتی به ویژه در اواخر دوره پهلوی،گسترش پیدا کرده بود،صورت نوینی به زندگی اجتماعی و فرهنگی بخشیده و طبقه متوسط جدید شهری را افزایش داد.

سالهای 1352-1342 دوره اقتدار محمدرضاشاه پهلوی بود،که چند اتفاق مهم را در این دوره شاهد هستیم.اتفاق نخست« اصلاحات ارضی» بود که زمینداران را به عنوان یک طبقه اجتماعی مستقل از میان برداشته و قدرت سیاسی و اجتماعی آنان را به دولت منتقل کرد ودیگری، همزمانی رویارویی دولت با مخالفان مذهبی و شکست آنها،که به کاهش نفوذ مستقل آنها در امور اجتماعی و سیاسی کمک کرد، و با گرفتن موقوفات دینی توسط دولت، شالوده های قدرت اقتصادی آنها تضعیف گردید.اتفاق دیگر،افزایش درآمد های نفتی بود که دولت را قادر به تامین مالی پروژه های بزرگ عمرانی وتولید برنامه های فرهنگی متعددکند.

برنامه های فرهنگی شاه از دو عنصر تشکیل می شد،از یک سو احیای فرهنگ کهن ایرانی و تلاش همه جانبه در بزرگنمایی آن دوره های گذشته تاریخ سرزمین و معرفی آن به عنوان «زیباترین بخش فرهنگ ایرانی» و همچنین ترویج ایدئولوژی «بازگشت به خویشتن باستانی»(ستاری1376:ص236) و از سویی دیگر،اقبال شدید اولیای امور به به ترویج مظاهر و ظواهر فرهنگی غرب بود،که اینک،با جنبه های ظاهری تجدد غرب ترکیب می شد و ماحصل آن فرهنگی بود که با مردم ایران چسبندگی نداشت(اسلامی ندوشن،1357:ص5).

تحولات فرهنگی و هنری ایران در دهه پنجاه خورشیدی :

در این دوره حاکمیت سلطنتی کشور سعی در معرفی ایران به عنوان کشور باستانی و هویتمند ،اما در حال سعود به سوی قلل پیشرفت و توسعه اجتماعی و صنعتی داشت و برای ایجاد این جریان تبلیغی دست بر ایجاد و هدایت نهاد ها و رویداد های موثری زد،از برگزاری جشنهای مختلف به مناسبتهایی،حول محور شاه و شاهنشاهی تا اقدام به برگزاری جشن هایی مانند جشن هنر شیراز،جشنواره های موسیقی و تئاتر،کنسرت های گاه و بیگاه و تقویت برنامه های نمایشی تلویزیون های وقت با هدف تاثیر گزاری بر توده های مردم به قصد تولید طبقه روشنفکر متوسط شهری و از این میان تقویت روحیه ملی  با هدف ایجاد عظمت از یاد رفته ایران باستان و تقویت نهاد شاهنشاهی،نمودی از سیاست دوره پهلوی بود که در «جشن های 2500ساله شاهنشاهی» به اوج خود رسید.کوششی به کار بسته شد تا نهادهای شاهی در کانون توجه قرارگیرند و مجددا عظمت «ایران باستان» احیا شود که شاه در عطف توجه به ایران باستان-که روی دیگر آن نادیده انگاشتن 14قرن فرهنگ دوره اسلامی و پایگاه های مذهبی و سنتی روحانیت و نهاد دین بود-و شاه تا آنجا پیش رفت که خود را «حافظ میراث کوروش» خواند. هر چند در رفتار شاه آنچه بیشتر جلوه داشت،شیفتگی نسبت به مدرنیسم  و ظواهر فرهنگ غرب بود.

همایش های معماری :

در این دهه و برای اولین بار شاهد شکل گیری دو همایش مهم بین المللی معماری در ایران هستیم،اولین همایش با نام«بررسی امکان پیوند معماری سنتی،با شیوه های نوین ساختمانی» در شهریور ماه سال1349خورشیدی در شهر اصفهان برگذار شد که با حضور تعدادی از معماران برجسته در سطح جهانی،مانند «لویی کان» معمارمدرنیست استونی-آمریکایی،«پل مالوین رودولف» معمار برجسته آمریکایی،«باک منیستر فولر» طراح و تئوریسین معماری ،«ژرژ کاندیلیس» معمار و منظرساز فرانسوی و «عبداله کوران» معماری از کشور ترکیه و بسیاری از معماران ایرانی و خارجی دیگر همراه بود.از جمله معماران ایرانی حاضر در این همایش،می توان به محسن فروغی،نادر اردلان،کامران طباطبایی دیبا و هوشنگ سیحون اشاره کرد و دومین همایش با عنوان«نقش معماری و شهرسازی درکشورهای در حال توسعه» در مهرماه سال1353خورشیدی در تخت جمشید شیراز برگذار شد که در این همایش معمارانی خارجی نظیر «جیمز استرلینگ»معمار بریتانیایی،«موشه سفدی»معمار کانادایی،«گنزو تانگه»معمار ژاپنی،«حسن فتحی»معمار مصری و از معماران ایرانی می توان گفت که همه بودند که در این همایش برای اولین بار دانشجویان ایرانی نیز توانستند اجازه حضور داشته باشند.(ر.ک.خسروی.1353:ص61).

همایش اول برای معماران ایرانی پربارتر بود،بحث های مهمی پیرامون «تلفیق معماری سنتی با تکنولوژی مدرن»مطرح شد ،که در این همایش”لویی کان”با ارئه مفاهیم فلسفی و شاعرانه خود از معماری،تاثیر عجیبی بر معماران ایرانی گذارد.کان در سخنرانی خود در این همایش چنین گفت:«بزرگترین تجلی هنر معماری آن است که در ورای نیازمندی باشد.(کان،233،1350)

این سخنان کان در جامعه معماری آن دوره ایران که در سایت های تاریخی،کاخهای صفویه و در قوس و گنبدهای معماری دوره اسلامی به دنبال حکمت و ایده معماری می گشت،همانند حکمت خسروانی نویدی بود که بتوانند هرچه بیشتر«در خویشتن بوم گرای خویش»فرو روند.در اصل معماران ایرانی،نه از طریق مباحث نظری بعد از مدرن، بلکه از طریق کارهای چهار معمار معروف جهان،لویی کان،آلوار آلتو،جیمز استرلینگ وتا حدودی حسن فتحی،به عمق بوم گرایی و تاریخ گرایی خود در غلطیدند.همانگونه که لویی کان و آلوار آلتو را نمیتوان در زیر چتر واژه«پست مدرنیسم»قرارداد،پیروان آنها در ایران را نیز، باید معماران مدرن با دغدغه تاریخ و بوم گرایی نامید. محصول هرچه که می خواهد باشد،وحدت گرایی،تاریخ گرایی،ابداع،تلفیق معماری با سنن،یا «پست مدرن»،فرقی نمی کند،اصل معماری مدرنی بود که در لباس جدیدش عرضه شد و این نکته را باید گفت که انصافا برخی از این معماران توانستند از این آزمون سربلند بیرون بیایند و زیباترین کارهای تاریخ معماری معاصر ایران را خلق نمایند.(بانی مسعود،1388،ص275) که یکی از این معماران،کامران دیبا بود که با خلق چند اثر ماندگار،حضور و تاثیر عمیق خود در معماری و هنر ایران را برای مدت چند دهه تثبیت نمود.

   

“موزه هنرهای معاصر تهران”،معمار: کامران طباطبایی دیبا،سال46-1356خورشیدی.

“مهمانسرای نایین”،معمار: کیوان خسروانی-یزد- سال 1346خورشیدی.

“برج آزادی (شهیادآریامهر)”-تهران- سال1349خورشیدی.

فارق التحصیلان دانشگاهی:

تاثیر گذارترین گروه در تثبیت اصول و مفاهیم معماری مدرن در ایران(عمدتا خانه های مسکونی)،معماران تحصیلکرده در خارج و فارغ التحصیلان”دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران” بعد از دهه چهل خورشیدی بودند.در مقام مقایسه چه از نظر حجم کارهای انجام گرفته و چه از نظر تاثیر گذاری این دو گروه با هم قابل مقایسه نیستند،لذا چه در بازار کار خصوصی و چه در مشاغل دولتی،عمدتا فارق التحصیلان دانشکده هنر های زیبا دانشگاه تهران،مشغول به کار بودند .

یکی از مهمترین نهادهایی که توانست در بین دهه های 50-1330خورشیدی،متخصص ترین و تاثیرگذار ترین معماران را پرورش دهد”دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران” بود.(صدری افشار،1355،ص144-143).

مدرنیسم و معماری بوم گرا (پست مدرن ایرانی)  

معماری مدرن در این دوره عمدتا از مجرای کارهای معماران بزرگ و اندیشه های جریان ساز اروپا از جمله ؛ سبک بین المللی، مدرسه معماری باوهاوس و کارهای لوکوربوزیه، فرانک لوید رایت، ریچرد نوترا، آلوار آلتو، جیمز استرلینگ،حمایت می شد و ماحصل آن صورت ایرانی معماری مدرن بود که با عنوان «شبه مدرنیستی» نامگذاری می شد. اما جریان موازی با جو غالب معماری مدرن ایران که عمدتا از طریق معماران ایرانی تحصیلکرده در خارج از کشور و فارق التحصیلان دانشگاه تهران حمایت می شد،بین سالهای دهه 50-1340خورشیدی شکل گرفت که شدیدا تحت تاثیر جریانات روشنفکری ایران دهه های مذکور بود.البته نباید فراموش کرد که جریان شکل گرفته  بین دهه های50-1340خورشیدی همان معماری مدرنی بود که بین «سبک بین المللی» و «بوم گرایی وطنی»مثله شده بود که بسیاری آنرا «پست مدرن »می نامیدند.( بانی مسعود،1387:ص268)

اوج گرایش به مدرنیسم و معماری مدرن در دانشکده هنرهای زیبا در دهه50-30 خورشیدی به وقوع پیوست،منبع الهام دانشجویان آن دوره برای فهم و درک تحولات معماری مدرن اولا مدرسانی بودند که اکثریت در خارج از کشور تحصیل کرده بودند و در بطن معماری مدرن زندگی کرده بودند و ثانیا وجود مجلات مختلف معماری غربی و کتب بیوگرافی معماران مدرن بود که رد پای معماری مدرن را در این دوره میتوان در پروژه های درسی دانشجویان که برخی از آنان به انتخاب اساتید،در”نشریه هنرهای زیبا”،به چاپ میرسید،ردیابی کرد.

بنا براین،معماری ایران در دوره پهلوی دوم نیز تداوم سه جریان معماری رایج دوره پهلوی اول(رضاشاه)بود،که این سه محور اساسی در دوره پهلوی دوم ضمن تداوم خود، به یک جریان غالب و تاثیر گذار از معماری مدرن تبدیل شدند!

دهه دهه چهل تا پنجاه خورشیدی را از بسیاری جنبه ها می توان نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران دانست،این دوران اوج بازارگرمی«بوم گرایی»و «تاریخ گرایی» در محافل علمی و هنری ایران معاصر دانست که از دوجنبه مهم حمایت می شد؛

1- محدودیت هایی که در زمینه فعالیت های سیاسی، اجتماعی و آزادی بیان در ایران دهه40خورشیدی و بعد از آن وجود داشت ، سبب شده بود که روشنفکرانی که سیاست های حاکمیتی« نظام اقتدارگرا »را بر نمی تافتند، جویای راه ها و شیوه های غیر مستقیم برای مخالفت خود با حکومت سیاسی باشند.

2- عامل دوم اینکه موفقیت های جنبش های جهان سوم در مقابله با قدرت های غربی،خود،انگیزه نیرومندی به این گروه از روشنفکران در ادامه راه و اصرار بر گفتمانشان را فراهم کرد(نبوی،1380:ص264).

بسیاری از «روشنفکران» در محیط های دانشگاهی،مثل «جلال آل احمد»،«احمد فردید»،«سید فرخ الدین شادمان» و… موفق شدند بسیاری از روشنفکران ایرانی را قانع کنند که بیماری اجتماعی موجود در ایران،«عقب ماندگی»نیست، بلکه «غرب زدگی»است. بنابراین آنها به جای تقلید کامل از غرب،یا تلاش برای رسیدن به پای آن،خواستار ترک گفتن غرب شدند و اینچنین ایران و جامعه روشنفکری آن به سمت«بوم گرایی»حرکت نمودند(نراقی،1355:ص7).

چنان که احسان نراقی می گوید؛«امروز ناگزیریم که واقعیت غرب و حقیقت شرق را در هم آمیزیم و یگانه کنیم»(نراقی،1355:ص7)،واقعیتی که او از آن سخن می گوید،علم و فناوری غرب و حقیقتی که او ازآن سخن به میان آورده است،به ایمان،عرفان و فلسفه باطنی شرق اشاره دارد.بنابراین از نظر نراقی،ایرانیان که دانش فنی را از غرب فرا می گرفتند،می باید بینش فرهنگی و تمدنی خود را حفظ کنند.اوبر این عقیده بود که «ماشینیزم» برای غرب فقر فرهنگی و معنوی به بار آورده است(نراقی،1353:ص174)و شیفتگی تکنوکرات های ایرانی به فرهنگ والگوهای رشد غربی،آنان را به بیراهه مصیبت باری خواهد کشانید و به عقیده او،راه حل این مشکل آن بود که،صنعتی گرایی و فناوری را باید با تزریق مقداری از ارزشهای جامعه های غیر غربی تعدیل کرد(بانی مسعود،1387:ص269).

در سال 1352 خوشیدی(1973م) تحت تاثیر اندیشه های عرفانی سید حسین نصر ،کتاب «حس وحدت؛سنت عرفانی در معماری ایران»توسط “نادر اردلان” و “لاله بختیار”همسر او ،به زبان انگلیسی نوشته و چاپ شد که ترجمانی است از اندیشه های نصر در حیطه معماری و هنر ایران و اولین کتابی است که از دریچه حکمت اشراق سهروردی به معماری ایرانی و فلسفه آن نگاه می کند،چنانکه جوهره اصلی کتاب بر اساس”مفهوم وحدت” تنظیم شده و این وحدت در غالب مصادیق عرفانی معماری ایران مانند”میدان نقش جهان” ،”مسجد شاه” درشهر اصفهان و نمونه های دیگر بیان شده است.

کالج مدیریت دانشگاه هاروارد(دانشگاه امام صادق فعلی)، تهران،معمار: نادر اردلان ،

تصویر از راست؛ نمای بیرونی،باغسازی ایرانی،نمای درونی فضاهای داخلی.

علل ساخت موزه هنرهای معاصر تهران از دید معمارو مدیر اولیه موزه:

معمار موزه هنرهای معاصر در بخشی از گفتگوی خود با رضا دانشور که در کتاب”باغی میان دوخیابان”در تهران و خارج از ایران چاپ شده است (نشر بنگاه، (1393در مورد علل شکل گیری و ساخت موزه هنرهای معاصر تهران می گوید:”زمانی که ایران همگام با بسیاری از کشورهای در حال رشد دیگر ،نحوه زندگی مصرف گرایانه غرب را برگزید،همراه با رشد طبقه متوسط،خریدن یخچال و اتوموبیل و تلویزیون و مصرف نوشابه های بطری شده و بسیاری دیگر از مظاهر زندگی مصرفی غربی به سرعت رواج یافت.اما متاسفانه طبقه متوسط و طبقات مرفه تازه به دوران رسیده،نتوانستند چیزی از جنبه های معنوی و هنری دنیای اول را جذب کنند و در سطوح مختلف جامعه ،پیروی از مدل غربی در سطح ظاهر ماندو فاقد عمقی برای رسیدن به سطح مدرنیته بود. گرچه نشانه های آمادگی برای یک گفتگوی دوطرفه با غرب و کسب شرایط برای ورود به فضاهای معنوی و فرهنگی تجدد وجود داشت. برای مثال در دهه هفتاد وقتی یک نمایشگاه هنر اروپایی در تهران برگزار شد،استقبال مردم هیجان انگیز بود که این نشانه ها را می شد در زمینه های دیگری نظیر به وجود آمدن یک سینمای پیشرو و ترجمه های مهمی از ادبیات جهان جستجو  و تولیدات مدرن در زمینه های هنرهای بصری،نمایش و امثالهم دید.”

وی در ادامه می افزاید: “در این زمان تهران به سرعت به سوی کلانشهر شدن پیش می رفت.شرایط اقتصادی غرب که به سبب افزایش قیمت نفت نزول کرده بود،دفعتا تهران را به عنوان پایتخت کشوری با امکانات یک اقتصاد پویا به شکل یک مرکز ثقل تجارت بین المللی در آورده بود و مردمی از چهارگوشه جهان و با حرفه های گوناگون به ایران می آمدند. یک اجتماع متحرک کسب و تولید و تجارت در تهران در حال پاگرفتن بود،به طوری که هتل بزرگ هیلتون تهران از زیادی ارباب رجوع شروع کرده بود به اجاره دادن اتاق های سونا و رختکن های استخر شنا. خواب و خیال بلند پروازانه تهران یک شهر بین المللی که در روی نقشه جهان به عنوان یک مرکز جهانی اقتصاد و هنر ثبت شود،داشت به واقعیت تعبیر می شد.”

او می گوید:”با پیوستنم به جرگه هنرمندان تهران و در آن شرایط نیاز و آمادگی،خواب و خیالی که با خود از آمریکا آورده بودم ،سر برداشت و تحقق یافتن می طلبید؛آرزوی داشتن یک مرکز هنری،نظیر آنچه در غرب دیده بودم که باعث تحرک هنر و اندیشه و محور خلاقیت و زیبایی و معنویت و هنر می شد. در آن زمان وقت زیادی داشتم که به موزه خیالی ام فکر کنم و به این نتیجه رسیده بودم که این موزه باید مرجعی باشد برای هنرمندان و پایگاهی برای ایجاد ارتباط میان هنر و مردم ، پس باید دارای جنبه های چندگانه باشد.تنها کسی که قادر بود در عملی کردن این طرح جاه طلبانه قدم بردارد و در قدم اول ضرورت آن را درک کند،فرح دیبا بود و بازدید کننده وفادار نمایشگاه های خصوص و عمومی ای بود که شروع کرده بودند به رشد کردن و می دانستم به ضرورت چنین پروژه ای معتقد است.”

او سپس طراحی و ساخت این پروژه را با یاری دفتر مخصوص فرح پهلوی پی می گیرد و در این باره می گوید:” در دیدار های متعدد(با فرح پهلوی)موضوع بررسی شد و با استقبال و پشتیبانی وی ،رویایم آغاز به تحقق نمودن کرد و این سال 1967میلادی بود و ماموریت من این بود که نقشه اولیه موزه را تهیه کنم.بسیار هیجان زده و با نیرویی عجیب شروع کردم به تهیه این پروژه،برنامه ریزی و درست کردن اولین ماکت اولین موزه اساسی در ایران . تاثیرات و معلوماتی که می توانستم به کار ببرم محدود بود به آن موزه های  آمریکایی که در زمان تحصیل الهام بخش من بودند.”مهمترین این خاطرات موثرمربوط بود به معماری موزه گاگنهایم نیویورک و آثار لویی کان که طرح هایش با نوعی عرفان توام بود و کار خوزه لویی سرت در “فونداسیون مگ”(Fondation Maeght)در سن پل دوانس.”

کامران دیبا درجاهای گونه گونی براهمیت موزه در شکل گیری و اعتلای هنر معاصر در ایران تاکید می کند و در گفتگویی می گوید: “موزه می توانست برای وزارتخانه فرهنگ و هنر یک اقدام تکمیلی در زمینه هنر معاصر باشد. ”

وی به تشویق ملکه وقت ایران که سفارش دهنده نقشه های اولیه موزه بود ، نزد پهلبد، وزیرفرهنگ و معارف وقت می رود و از طرف ایشان پروژه موزه را به وی پیشنهاد می دهد. ملکه وقت ایران که توان و بودجه و قدرت بروکراتیک برای اجرای طرح موزه را نداشت با گذشت پنج سال از پیشنهاد طرح موزه از اجرای آن توسط وزارت فرهنگ نا امید می شود و در نهایت در سال 1974میلادی بنا بر افزایش فروش نفت توسط ایران و سرازیر شدن دلارهای نفتی به کشور با تغییراتی در طرح قبلی موزه آقای نهاوندی،ریاست دفتر مخصوص فرح دیبا،کارفرمای پروژه موزه که تهیه و تامین تابلوها و آثارهنری برای موزه هنرهای معاصر تهران  را هم بر عهده داشت توانست برای ساخت موزه در سازمان برنامه و بودجه ردیف بودجه ای تامین کند و بودجه خرید آثار موزه را نیز از بودجه و عایدات شرکت نفت در نظر بگیرد و سر انجام موزه هنرهای معاصر در تاریخ سیزدهم اکتبر سال 1977 و در طی سه روز به افتتاح رسید.

معماری فضاهای موزه:

ساختمان موزه از دو بخش کلی، مجموعه‌ای از فضاهای بسته و حیاط میانی، تشکیل شده‌است، در فضای بسته موزه، مسیری مارپیچ به صورت چرخشی طراحی شده‌است که این فضا دارای هفت فضا یا گالری اصلی است. فضای نخست سرسرای اصلی ساختمان است که گالری شماره یک خوانده می‌شود. این گالری به آرامی به گالری پس از خود متصل می‌شود و بازدیدکننده را به درون زمین راهنمایی می کند. طرح گالری ها شبیه به هم هستند،اما گالری‌های یک و پنج که محور اصلی ساختمان موزه را می‌سازند، با دیگر گالری‌ها متفاوتند. اتصال هر گالری به گالری پس از خود از راه شیبراهه‌هایی با شیب ملایم صورت گرفته که در هماهنگی کامل با گالری‌ها طراحی شده اند.

طراحی فضاهای بسته به گونه‌ای است که گالری شماره ی یک یا همان سرسرای اصلی، نقطه ی آغاز و پایان بازدیدکنندگان است. این سرسرا، قاعده‌ای از هشت‌ضلعی نیمه‌منظم است که طاقی بلند دارد که در بالای آن نورگیر سقفی بزرگی با چهار بادگیر قرار گرفته که طراح در طراحی این سرسرا اهمیت زیادی به فضای میانی و ارتباط آن با ورودی و زنجیرهی گالری‌های دیگر، و نیز با کتاب‌فروشی و رستوران مجموعه داده‌است. ارتباط سرسرای اصلی با پایین‌ترین سطح موزه نکته قابل توجهی است که توسط فضای تهیِ میانی و یک شیبراهه ی مارپیچ به وجود آمده‌است در مرکز موزه و در مرکز هشتی، اثری مدرن از هنرمند ژاپنی “نوریوکی هاراگوچی” با نام “ماده و فکر” طراحی شده است که ترکیبی از روغن و پولاد است.

حیاط میانی موزه شکلی نامنظم دارند، کشیدگی آن در راستای شمالی– جنوبی و عمود بر محور ورودی موزه ‌است و شکل آن برآمده از پس و پیش‌نشستگی‌های حجم گالری‌هاست. گالری‌های شماره یک و پنج، دو در ورودی شیشه‌ای به این حیاط دارند. از آنجا که گالری‌ها خود به تدریج پایین‌تر می‌روند، حیاط میانی نیز ترازهای گوناگون دارد و دارای سکوهایی با بلندی ناهمسان و پله‌هایی است که آن سکوها را به هم متصل می کند. در میان سکوها و در میان پله‌ها، حوضی چهارگوش قرار دارد که بر محور اصلی حیاط طراحی شده‌است.

دیوارهای ساختمان موزه، بسته و کم‌روزنه هستند و احجام توپر و سنگین قلعه مانندی را می سازند که نفوذ ناپذیر، محکم، رمزآلود و درون گرا جلوه می کنند. مصالح به کار رفته در نمای ساختمان سنگ‌های بادبر نارنجی و بتن هستند. اختتام پایه های بنا، بتن کرم رنگی است که تا بدنه نورگیرها ادامه می یابد. بخش مدور نورگیرها با ورقه‌های مسی پوشیده شده است و شیشه‌هایی که در انتهای نورگیرها قرار دارد تیره‌رنگ هستند. دیوارهای سنگی با بتن قاب‌بندی شده‌اند و رنگ متمایل به کرم این بتن و ترکیب آن با سنگ‌های لاشه رنگ و بوی معماری کاهگلی کویری ایران را به ذهن متبادر می سازد.

از دیگر بخش های موزه می توان به  بخش نمایشگاهی، سینماتک(سالن اجتماعات)، کتابخانه، غرفه فروش کتاب، غذاخوری، بخش اداری، ثبت و نگهداری آثار و فضاهای خدماتی و پشتیبانی موزه اشاره داشت که رستوران و فروشگاه کتاب در طبقه ی همکف و بخش اداری، کتابخانه، سرویس های بهداشتی، ریاست موزه و ثبت آمار و اسناد در طبقه زیرین سرسرای مرکزی واقع شده اند. سینماتک موزه هنرهای معاصر تهران سالهاست میزبان برنامه های هفتگی برای نمایش به علاقه مندان هنری است که از نقد فیلم تا نمایش مستندهای معماری و شهرسازی و جشنواره های گوناگون هنری را به خود دیده است و محفلی برای تجدید دیدار هنرمندان و هنردوستان تهرانی است.

منبع : معماری و زندگی

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

lectus elit. ipsum elit. quis, porta. eget odio sit et, elementum
Open chat
از من بپرس
سلام ! هر سوالی که داری همین حالا بپرس !
تیم پشتیبانی ما 24 ساعته در خدمت شماست .