طراحی و معماری و دکوراسیون داخلی

میکل آنجلو آنتونیونی

33

موضوع فیلم های من همیشه متشکل از یک منظره است؛ متشکل از یک سایت، از مکانی که می خواهم کشف کنم. فیلمی که بتوانید آن را با کلمات توضیح دهید، حقیقتا یک فیلم نیست. (میکل آنجلو آنتونیونی ؛ زاده ۲۹ سپتامبر سال ۱۹۱۲ میلادی – درگذشته ۳۰ ژوئیه سال ۲۰۰۷ میلادی)

میکل آنجلو آنتونیونی[۱] (تصویر۱) ، فیلمنامه نویس و کارگردان و همچنین بنیانگذار سینمای مدرن ایتالیا و خالق تعدادی از ماندگارترین آثار سینمایی جهان است. وی اولین فعالیت‌ های سینمایی خود را در سال ۱۹۴۲ میلادی آغاز کرد و با همکاری روبرتو روسلینی، فیلمنامه‌ بازگشت خلبان را نوشت و بعد از آن به ‌عنوان دستیار کارگردان انریکو فولچینونی ، خود را به عنوان کارگردان مطرح کرد.

او اولین فیلم کوتاه خود را در سال ۱۹۴۷ میلادی با نام ” مردمان پو ” ساخت؛ و اولین فیلم بلند خود را نیز در سال ۱۹۵۰ میلادی با عنوان ” دروغ ‌های عشق ” به ‌تصویر کشیده شد. میکل آنجلو آنتونیونی سپس فیلم ” شکست‌ خورده ” را در سال ۱۹۵۲ میلادی ساخت که در ۳ کشور فرانسه، ایتالیا و انگلیس فیلم برداری شد. زنی بدون کاملیا (محصول سال ۱۹۵۳ میلادی)، و گریه (محصول سال ۱۹۵۷ میلادی) از فیلم‌ های بعدی میکل آنجلو آنتونیونی بودند که هر یک از آنها به مباحث اجتماعی طبقه‌ کارگر پرداخته‌ اند.

اولین موفقیت بین‌ المللی میکل آنجلو آنتونیونی در سال ۱۹۶۰ میلادی با فیلم ” ماجرا ” حاصل شد که در جشنواره‌ کن با استقبال رو به رو شد. او موفقیت ‌های جهانی‌ خود را با فیلم ” شب ” (محصول سال ۱۹۶۱ میلادی) و کسوف (محصول سال ۱۹۶۲ میلادی) ادامه داد. اولین فیلم رنگی بنیانگذار سینمای مدرن ایتالیا در سال ۱۹۶۴ میلادی با نام ” صحرای سرخ ” ساخته شد. آنتونیونی در سال ۱۹۸۰ میلادی فیلم ” راز اوبروالد ” و دو سال پس از آن فیلم ” شناسایی یک زن ” را در ایتالیا ساخت.

آنتونیونی در سال ۱۹۹۶ میلادی جایزه‌ یک عمر دستاورد شغلی را از آکادمی اسکار از دستان «جک نیکلسون» دریافت کرد!  این کارگردان فقید آخرین فیلم خود را در سال ۲۰۰۴ میلادی با نام ” اروس ” ساخت.

روانشناختی منظر میکل آنجلو آنتونیونی ؛ یک ادای احترام صد ساله

منظر برای میکل آنجلو آنتونیونی بسیار مهم است. فیلم های او  به همان اندازه که یک زمینه روانشناختی درونی را کاوش می کند، به جغرافیای فیزیکی طبیعت و ساختارهای ساخته شده توسط انسان و فضاها نیز می پردازند. گفتگوی پیچیده بین این دو قلمرو، یعنی اندیشه و هستی (وجود) به فیلم هایش غنایی – عمیق – می بخشد که منحصر به فرد خود وی است. آنتونیونی مظهر یک فیلمساز مولف است!

برآمده از این دوگانگی بنیادین درونی/بیرونی و همچنین طیف پیچیده ای از تنش های ثانویه و تعاملات بین کلمات و تصاویر، زن و مرد، عشق و جنسیت، بشر و محیط، طبیعت و معماری، فرد و جامعه، اومانیسم و ​​تکنولوژی، کنش و سکون، تعامل و بیگانگی – در نهایت، بین هستی و نیستی است.

به هر اثر هنری می توان و شاید باید از دو دیدگاه درونی و بیرونی به آن، نزدیک شد. زبان فرمالیستی فیلم های اولیه میکل آنجلو آنتونیونی ماجرا[۳](۱۹۶۰ میلادی) ، شب[۴](۱۹۶۱ میلادی) و کسوف[۵](۱۹۶۲ میلادی) ، که اغلب به عنوان یک سه گانه مورد بحث قرار می گرفتند، در دهه ۱۹۶۰ میلادی زبانی تازه بود. در هر سکانس شاهد کادربندی دقیق، حرکات منظم و موجز، فضاها و فواصل دقیق کالیبره شده، دکوپاژ[۶]، تاثیرات نقاشی سیاه و سفید و پتانسیل موجود در همه اشیا و مکان ها هستیم.(تصویر۲) همانند پل سزان (۱۸۳۹ میلادی – ۱۹۰۶ میلادی) ، آنتونیونی معتقد بود که بیان بصری در نهایت باید از طریق هوش خالق آن تفسیر شود. جای تعجب نیست که اگر آنتونیونی به یک فیلمساز تبدیل نمی شد، معماری را انتخاب می کرد. معماری شاید نزدیک ترین تشابه را  با روش کار و فلسفه میکل آنجلو آنتونیونی ارائه دهد.

جستار های میکل آنجلو آنتونیونی بین این دنیای درونی و بیرونی ارزش بررسی بیشتری دارد. چه چیزی در مورد زبان فرمال و مطالب موضوعی او وجود دارد که در چشم و ذهن به هم می پیوندد و ما (مخاطبان خود) را با این تصاویر و نیروی روانی (نه فقط بصری) آنها متمرکز و مبهوت می کند؟ به زبان ساده، میکل آنجلو آنتونیونی می تواند به طریقی به ذهن ما راه پیدا کند که تعداد کمی از فیلمسازان می توانند این کار را انجام دهند. تفسیر بصری وی از فضاهای فیزیکی قابل مقایسه با سفر بیرونی بدن است که از طریق سفر درون به ذهن منعکس می شود و همه ما این را در طول این سفر تجربه می کنیم. بنابراین او قادر است به عمیق ترین فرو رفتگی ها و همچنین بزرگ ترین وسعت درونی روان ما دست یابد.

بیشتر اینها حاصل تبحر میکل آنجلو آنتونیونی در زمینه سازی و کاربرد معماری و عناصر معماری است. دیوارها، درها، ستون ها و طاق ها اغلب شخصیت های اصلی فیلم های او را از هم جدا می کنند. (تصویر۳)

آینه ها و پنجره ها نشان دهنده ی انعکاس، شفافیت، و همچنین نفوذناپذیری هستند.(تصویر۴) تصاویر راهروها و عمق میدان کریدور ها موازی با افکار ناخودآگاه یک شخصیت هستند. آنتونیونی عناصر معماری (ساختمان ها و فضاهایی که ایجاد می کنند و در آنها ساکن می شوند) را با ” حقیقت ” طبیعت (یعنی درختان ، آب ، کوه ها و آسمان) کنار هم قرار داد. آنچه از این گفتگوی مداوم – درونی/بیرونی، داخلی/خارجی، باطنی/ظاهری – پدید می آید، فقدان هرگونه قطعنامه نهایی مربوط به زمان ، مکان و جهان فیزیکی است.

میکل آنجلو آنتونیونی از تاثیرگذارترین کارگردانان فیلم دوران پس از جنگ است، که از این حیث قابل قیاس با هنرمند دوران معاصرش جکسون پولاک[۷] نیز می باشد. هر دوی آنها پتانسیل فرم های هنری مربوطه خود را فراتر از قصه گویی ساده گسترش دادند. همچنین روش های فرمیک جدیدی را که از کاوش در انگیزه های عمیق روانشناختی حاصل شده و نتایج پیچیده بصری به دست می آورد، کشف کردند. میکل آنجلو آنتونیونی یکی از بزرگ ترین پیشگامان دوران مدرنیست تاریخ سینما است.

دیوید گریف[۲]

محمد گلشن – آبگینه

ممکن است شما دوست داشته باشید

نظرات بسته شده است.

ut Praesent nunc ut non libero ultricies
کمک نیاز دارید؟ چت از طریق واتساپ