دنیای مطلوب چیست

5

دنیای مطلوب چیست؟

وقتی به سراغ ویلیام گلاسر و تئوری انتخابش بروید به مفهومی به نام دنیای مطلوب یا دنیای کیفی بر می‌خورید که ممکن است به طور کلی مسیر زندگی و دیدگاهتان را تغییر دهد.

البته اگر مثل من علاقه به یادگیری و خودشناسی بیشتر داشته باشید نوشته‌های ویلیام گلاسر گزینه‌های خوبی هستند و اصلا شما را خسته نمی‌کنند.

قبلا در مقاله ادراک چیست به صورت غیرمستقیم به دنیای مطلوب هم اشاره کردیم. وقتی گفتیم درک هر کدام از ما از یک واقعیت موجود یا فرد دیگر متفاوت است درواقع درباره دنیای مطلوب یا دنیای کیفی صحبت می‌کردیم.

 

در این مقاله می‌خواهیم کمی درباره نحوه شکل‌گیری دنیای مطلوب و اثر آن بر تصمیمات و قضاوت‌های ما صحبت کنیم تا نهایتا بتوانیم در هر شرایطی به دیگران هم حق بدهیم که اشتباه کنند و حتی اشتباهات پیش پا افتاده از نظر ما را غیرمنتظره یا بزرگ جلوه دهند.

 

خوردن یک فیل برای چه کسی آسان است؟

درباره داستان اینکه یک فیل را چطور بخوریم به احتمال زیاد صحبت‌های مختلف و متعددی شنیده‌ایم.

می‌گویند یک فیل آنقدر بزرگ است که نمی‌توان آن را یکدفه خورد. پس بهتر است آن را تکه تکه و بعد نوش جان کنیم.

حال اگر شما در یک کسب و کار حضور فعالی داشته باشید ممکن است نه‌تنها این مفهوم را بشناسید بلکه با آن زندگی کنید.

بنابراین شاید باور نکنید شخص دیگری در یک کسب و کار دیگر نداند چطور باید کارهای بزرگش که استعاره‌ای از فیل هستند را به قطعات کوچک‌تر قابل انجام تبدیل کند.

درست همانند دسته‌ای از خوانندگانی که در این مقاله برای اولین بار با این استعاره آشنا شدند و شاید باور نمی‌کنند که می‌توان از این روش برای بهتر انجام شدن کارها استفاده کرد.

در هر دو حالت که بدانیم یا ندانیم فیل را چطور بخوریم برایمان مطلوب است که طرف مقابل هم مانند خودمان فکر کند و اگر چیزی متفاوت از خودمان در او دیدیم ممکن است به آسانی نپذیریم.

از استعاره خوردن فیل استفاده کردم تا بدانید اگر شخصی با وجود همه تجربه و سن بالایی که دارد نتواند یک کار پیش‌پا افتاده را انجام دهد صرفا به خاطر ابله بودن و عدم توانایی عمومی او نیست.

فقط در دنیای مطلوب او کاری با این عنوان وجود ندارد.

به قول خودمان هنوز نمی‌داند چطور باید یک فیل را نوش جان کند.

نکته: اگر این قسمت از مقاله کمی سخت بود نگران نباشید. تا انتها همراه من باشید و اگر بازهم نیاز به توضیح بیشتر داشتید در قسمت کامنت‌ها بپرسید تا پاسخ بدهم.

 

دنیای مطلوب چیست و در کجا قرار دارد؟

دنیای مطلوب در اصل مرجع مقایسه‌های ما قبل از قضاوت و تصمیم‌گیری است.

زمانی که شخصی با یک چاقوی بسیار تیز روبروی من قرار می‌گیرد، برای آنکه بدانم آیا خطرناک است یا خیر آن را با تصاویری که از قبل توسط داستان‌ها، فیلم‌ها و یا تجربه‌ها در ذهنم ایجاد شده‌اند مقایسه می‌کنم.

اگر تصاویر درون ذهنم نتیجه‌ای خطرآفرین را نشان بدهند من نتیجه می‌گیریم که این فردچاقو به دست می‌تواند به من آسیب برساند و بعد تصمیم می‌گیرم که چطور باید جان خودم را حفظ کنم.

این تصاویر همگی درون دنیای مطلوب ذخیره می‌شوند تا ما را برای بقا حفظ کنند. به همین خاطر است که می‌بینیم افراد دچار سانحه تصادف عموما بیشتر از بقیه افراد می‌ترسند که خیابان عبور کنند.

بنابراین مغز ما از همه چیزهایی که برای بقا مفید هستند یا حداقل فکر می‌کند برای بقا کافی هستند کلکسیونی می‌سازد و به خاطر آن‌که مطلوب و مورد پسند مغز است آن را دنیای مطلوب نامیده‌اند.

همچنین جایگاه آن در اصل بین حواس پنج‌گانه و آن قسمتی از مغز است که تصمیم به عکس‌العمل می‌گیرد.

 

دنیای مطلوب چطور ساخته می شود؟

کودکی که تازه به دنیا می آید تقریبا هیچ دنیای مطلوبی ندارد به جز اینکه بخواهد زنده بماند.

به مرور زمان هرچه بزرگ‌تر می‌شود مواردی را تجربه می‌کند، زمین می‌خورد و درد می‌کشد و تنبیه و تشویق را تجربه می‌کند و دنیای مطلوبش آرام آرام ساخته می‌شود.

تا اینجا این موضوع بد نیست اما برای هرکدام از ما با توجه به شیوه تربیتی و موضوعی که بیشترین تجربه دردناک یا خوشایند را بدست آورده‌ایم دنیای مطلوب متفاوتی ساخته خواهد که تفاوت‌های ما را شکل می‌دهد.

البته این بخش هم می‌تواند بد نباشد اما اگر شخصی به دنیای مطلوب خودش بیشتر از بقیه حق بدهد و دنیای مطلوب او را نادیده بگیرد متاسفانه دچار نوعی خودخواهی آزاردهنده شده است.

زمانی که می‌بینید فردی قانون شکنی می‌کند و یا حتی ادبیات صحبت کردن متفاوتی دارد ممکن است به دنیای مطلوب خودتان بیشترین اهمیت را بدهید به طوری که دنیای مطلوب او اصلا مهم نباشد.

بنابراین ممکن است او را مسخره و یا سرزنش کنید. من هرگز منکر این نیستم که باید برای قانون شکنی مجازاتی به حق در نظر گرفته شود.

اما جایی که بدون در نظر گرفتن شرایط محیطی و تربیتی شخص متخلف، صرفا دنیای مطلوب خودمان را برتر بدانیم مقدمات شکست‌های بزرگ در همه چیز مخصوصا روابطمان را چیده‌ایم.

بهتر است از خودمان بپرسیم اگر من هم مانند او و در شرایط او بودم چقدر احتمال می‌رفت که شخصیتی همانند امروز خودم از من ساخته شود؟

قطعا پاسختان ۱۰۰ درصد نیست و در حالت منطقی شاید بالاتر از ۳۰ درصد هم نباشد.

بنابراین می‌توانید نکات این مقاله را وارد دنیای مطلوب خود کنید و به جای عکس‌العمل‌های ناگهانی و بی‌منطق هر بار چنین سوالی را از خودتان بپرسید تا بهتر بتوانید به دیگران حق بدهید.

نظرات بسته شده است.

id, commodo ut libero. elementum fringilla eget
Open chat
از من بپرس
سلام ! هر سوالی که داری همین حالا بپرس !
تیم پشتیبانی ما 24 ساعته در خدمت شماست .