تعریف‌های معماری بر پایه فضا

معماری یا مهرازی هنر و علم طراحی و بنای ساختمان‎هاست. معماری به عنوان اجتماعی‌ترین هنر بشری، با فضای اطراف انسان مرتبط است. حضور فضا، بنا و شهر از گذشته تا امروز و در آینده، لحظه‌ای از زندگی روزمره آدمیان غایب نبوده و نخواهد بود. شهرها پر از ساختمان‎هایی هستند که با استفاده از هنر و مهارت‎های علمی و ریاضی طراحی شده‎اند. این مهارت‎ها در ترکیب با هم عناصر زیبایی‎شناسی نامیده‎ می‎شوند. اصول زیبایی‎شناسی برگرفته از هنر، علم و ریاضیات مثل کاربرد خط، شکل، فضا، نور و رنگ برای ایجاد یک الگو، توازن، ریتم، کنتراست و وحدت‌ در طراحی معماری مورد استفاده قرار می‎گیرند، این عناصر در کنار هم به معماران اجازه می‎دهند تا ساختمان‎های زیبا و مفید خلق کنند.

به بیان بهتر، اصول زیبایی‎شناسی به اضافه جنبه‎های ساختاری به ساختن یک ساختمان موفق کمک می‎کند. موضوع معماری درباره فضاست.

معانی و تعاریف

معماری(برگرفته از کلمه یونانی”ἀρχιτέκτων” مشتق از دو کلمه “ἀρχι”به معنای رییس و “τέκτων” به معنای سازنده ) هم فرآیند و هم محصول برنامه ریزی طراحی و ساخت وساز است. آثار معماری، در قالب موضوعات ساختمان، اغلب به عنوان نمادهای فرهنگی و سیاسی و به عنوان آثار هنری درک می شوند. تمدن های تاریخی اغلب با بقای دستاوردهای معماری نظیر اهرام ثلاثه مصر و تخت جمشید در ایران شناخته شده اند. معنای معماری:

* هنر و علم طراحی و احداث ساختمان و دیگر سازه های خارجی
* اصطلاح عمومی برای توصیف ساختمان ها و دیگر زیرساخت ها است.
* سبک و روش طراحی و ساخت و ساز ساختمان ها و دیگر ساختارهای فیزیکی.
* عملکرد یک معمار که به آن معماری گویند به معنای پیشنهاد یا ارائه خدمات حرفه ای در ارتباط با

طراحی و ساخت ساختمان یا گروهی از ساختمانها ست و یا فضایی در اطراف سایت ساختمان که هدف عمده آن اشغال یا استفاده توسط انسان است.

* فعالیت های طراحی از سطح کلان (طراحی شهری، معماری منظر) گرفته تا سطح خرد (جزئیات ساخت و ساز و مبلمان).
* واژه معماری برای توصیف فعالیت طراحی هر نوع سیستم سازگار شده است. و به طور رایج در توصیف فن آوری اطلاعات استفاده می شود.

در رابطه با ساختمان، معماری تا حالا برنامه ریزی، طراحی و ساخت فرم، فضا و محیطی که منعکس کننده کاربرد فنی، اجتماعی، زیست محیطی، و ملاحظات زیبایی شناختی باشد را انجام داده است. و آن نیازمند روش های خلاقانه و هماهنگی مواد، فن آوری، نور و سایه است.

و نیز معماری در برگیرنده جنبه های عملگرایانه ساختمان و تحقق سازه ها، از جمله برنامه ریزی، برآورد هزینه و مدیریت ساخت است. بعنوان مثال مستندات تولید شده توسط معماران نقشه های معمولی طرح ها و مشخصات فنی میباشد معماری تعریف کننده سازه و رفتار یک ساختمان و یا یا هر نوع سیستم دیگری است که ساخته و یا احداث گردیده است . در یک تعریف کلی از معماری “ویلیام موریس” چنین می‌نویسد:
« معماری؛ شامل تمام محیط فیزیکی است که زندگی بشر را در بر می‌گیرد و تا زمانی که جزئی از دنیای متمدن بشمار می‌آییم، نمی‌توانیم خود را از حیطهٔ آن خارج سازیم، زیرا که معماری عبارت از مجموعه اصلاحات و تغییراتی است که به اقتضای نیازهای انسان، بر روی کرهٔ “زمین” ایجاد شده‌است که تنها صحراهای بی “آب” و “علف” از آن بی نصیب مانده‌اند. ما نمی‌توانیم تمام منافع خود را در زمینه معماری در اختیار گروه کوچکی از مردمان تحصیل کرده بگذاریم و آنها را مامور کنیم که برای ما جستجو کنند، کشف کنند، و محیطی را که ما باید در آن زندگی کنیم شکل دهند و بعد ما آن را ساخته و پرداخته تحویل بگیریم و سپس شگفتزده شویم که ویژگی و کارکرد آن چیست. بعکس این بر ماست که هر یک، بنوبه خود ترتیب صحیح بوجود آمدن مناظر سطح کره زمین را سرپرستی و دیدبانی کنیم و هر یک از ما باید از دستها و “مغز” خود، سهم خود را در این وظیفه ادا کند. »

در تعریفی دیگر از “لوکوربوزیه” (یکی از بزرگترین معماران دوران مدرن) می‌گوید:
« معماری بازی استادانه و درست اشکال در زیر نور است. »

طراحی معماری در اصل استفاده خلاقانه از توده، فضا، بافت، نور، سایه، مصالح، برنامه و عناصر برنامه ریزی مانند هزینه، ساخت و فناوری است به منظور دستیابی به اهداف زیباشناختی، عملکردی و اغلب هنری. این تعریف، معماری رااز طراحی مهندسی که استفاده خلاقانه از مصالح و فرمها با بهره گیری از ریاضیات و قواعد علمی است، متمایز می‌کند.

آثار معماری به عنوان نمادهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی یک کشور شناخته می‌شوند. تمدن‌های تاریخی نخست از طریق همین آثار معماری شناخته می‌شوند. ساختمان‌هایی چون تخت جمشید، هرم‌های سه‌گانه مصر، کالاسیوم روم از جمله چنین آثاری به‌شمار می‌آیند. آثاری که پیونددهنده مهم خودآگاهی‌های اجتماعی بوده‌اند. شهرها، مذاهب و فرهنگ‌ها از طریق همین یادواره‌ها خود را می‌شناسانند.

تعریف‌های معماری بر پایه فضا

تعاریف مختلفی که تاکنون از معماری ارائه شده است، اغلب به گونه‌ای بر اهمیت فضا در معماری تاکید می‌کنند، بطوری‌که وجه مشترک بسیاری از این تعاریف، در تعریف معماری به عنوان فن سازماندهی فضا است. به عبارت دیگر موضوع اصلی معماری این است که چگونه فضا را با استفاده از انواع مصالح و روش‎های مختلف، به نحوی خلاق سازماندهی کنیم.

* از دیدگاه اگوست پره(به انگلیسی: Auguste Perret)، معماری هنر سازماندهی فضاست و این هنر از راه ساختمان بیان می‌شود.
* ادوارد میلر اپژوکوم (Edvard Miller Upjokom) نیز معماری را هنر ساختن و هدف کلی آن را محصور کردن فضا برای استفاده بشر تعریف می‌کند.
* به گفته لامونت مور (Lamont Moore) نیز معماری هنر محصور کردن فضا جهت استفاده بشر است.

ریشهٔ واژه

سی‌وسه‌پل اصفهان.

واژهٔ «معماری» در عربی از ریشهٔ «عمر» به معنای عمران، آبادی و آبادانی است و واژه «معمار»، یعنی بسیار آباد کننده. در فارسی برابرهایی گوناگونی برای آن آمده‌است مانند: «والادگر»، «راز»، «رازیگر»، «زاویل»، «دزار»، «بانی کار» و «مهراز». مهراز، واژه‌ای است که مشتق از «مه» + «راز» و مه برابر مهتر و بزرگ بنایان است. بنابراین از دو بخش «مه»، به‌معنای بزرگ و «راز» به‌معنای سازنده درست شده‌است. این واژه برابر مهندس معمار به تعبیر امروزی است. در لاتین نیز واژه “architect” از دو بخش archi به معنای سر، سرپرست و رئیس و tecton به معنای سازنده درست شده که کاملاً همتراز با واژه مهراز می‌باشد. مفهوم دقیق واژه معماری ریشه در واژه یونانی archi-tecture به معنای ساختن ویژه دارد، ساختنی که هدایت شده و همراه با آرخه باشد. آرخه(arkhe)از فعل آرخین(arkhin) به معنای هدایت کردن و اداره کردن است.

نظریه معماری

اولین کار نوشتاری بازمانده در مورد معماری “De architectura” بوسیله به وسیله معمار رومی ویترو ویوس در اوایل صده اول قبل از میلاد است.به عقیده ویترویوس یک ساختمان خوب باید سه شرط : firmitas, utilitas, venustas را اقناع کند.که اینگونه معنا می شوند:
“Durability”: باید استوار باشد و در شرایط خوب باقی بماند.
“Utility”: باید مفید به فایده باشد و عملکرد خوبی برای مردم در استفاده از آن داشته باشد.
“Beauty”: باید مردم از آن لذت ببرند و روحیه آنها بالا برود.
به عقیده ویتروویوس معمار باید تلاش خود را برای تحقق بخشیدن این سه ویژگی حتی المکان انجام دهد. لئون باتیستا آلبرتی کسی که در مقاله خود “De Re Aedificatoria” به شرح ایده های ویتروویس می پردازد زیبایی را اساسا به عنوان جزئی از تقارن می دید گر چه تزیین هم نقش بازی می کرد. برای آلبرتی نقش تناسب آن بود که بین شکل ایدال گرایانه بشر وشکل میانه روانه حکومت کند.پس بعد بسیار مهمی از زیبایی جنبه ذاتی یک جسم است تا چیز های ظاهری که به کار می بندیم و برپایه اصول و قواعدی قابل تصدیق و جهان شمول است.مفهوم سبک در هنر تا قبل از قرن 16 میلادی گسترش نیافته بود با نوشتن مقالات ورسی تکمیل شد.و در قرن هجدم آثار ورسی به زبانهای ایتالیایی، فرانسوی، اسپانیایی و انگلیسی ترجمه شد.
در اوایل قرن نوزدهم میلادی اگستیوس پوگین کتاب تضادها را نوشت همانطور که از اسمش پیداست او در تضادها باگویش هجومآبانه تضاد های ” شهرهای جدید را با ویژگیهای بصری رومانتیک ساده و پیوسته “شهرهای قرون وسطایی را بیان کردد که او آنها را با یک تصویر ایدآل گرایانه از جهان صنعتی تحقیر کرد. به اعتقاد پوگین معماری گوتیک تنها اصول حقیقی معماری مسیحیت بود.

کمک نیاز دارید؟ چت از طریق واتساپ