آب‌و‌هوا، مصالح، کنسترکسیون و فرم ابنیـه ی عامیـانه ی ایران - معماری

آب‌و‌هوا، مصالح، کنسترکسیون و فرم ابنیـه ی عامیـانه ی ایران

0 180

رولاند راینر

اخیراً کارشناسان غربی از نظر فنی با سؤال مهمی مواجه شده اند و آن این است که آیا کنسترکسیون ابنیه به همین شکل ادامه می یابد یا متوقف خواهد شد؟ آیا سزاوار است آنچه که از صدها سال پیش تا کنون از مصالحی چون چوب، گل رُس و سنگ، با دست مردم و با کمک ابزارهای ساده به‌وجود آمده است، نارسا و ناقص جلوه کند و فضاهایی نظیر اتاق  نشیمن، اتاق ‌خواب، اجاق ، طاقچه ، آغل  و اصطبل ، بالکن  و محل های خواب در روی بام ها و دیوار حیاط  و باغ ، نامفهوم و بی ارزش قلمداد شوند؟ این آثار را نه‌تنها مردم با خلاقیت خود «ساخته اند»، بلکه به آنها، چون پیکرتراشی هنرمند «فرم» داده اند و در واقع «خالق» آنها هستند و در این عمل خلاقانه، ایمان و ذوق نهفته است. مسئله تنها ، ساختن و پرداختن نبوده است؛ بلکه در این ساختن، عوامل زیادی همچون مقیاس انسانی و حیوانات از نظر ابعاد جسمی، کیفیت کار، شرایط اقلیمی و احتیاجات زندگی ــ اعم از خصوصی و عمومی ــ مورد توجه بوده و سعی شده است که حتی الامکان خواسته های ضروری افراد تأمین گردد. از نتایج این اقدامات اینطور استنباط می گردد که آنها احتمالاً به طور ناخودآگاه، موضوع «فرم» را که خود زاییده ی عوامل و عناصر بی‌شمار دیگری است، بدیهی دانسته و ابداً فکر نمی کردند که ممکن است عوامل دیگری مانند محاسبات ساختمانی یا طراحی و نیروی فعالانه‌ا‌ی معین، در ایجاد این «فرم» نقشی مؤثر ایفا نمایند و معتقد بودند که تنها نیروی کار و قدرت خلاقیت انسان ها است که می تواند مجموعه های زیستی را، حتی در شرایطی سخت و دشوار، به‌وجود آورده و به آن «فرم» ببخشد. این افراد، خود نمی‌دانستند که قسمتی از فعالیت های آنان در تشکیل این «فرم» با آگاهی کامل و قسمت دیگری از آن جزء اعمالی است که جی. جی. جانگ (G. G. Jong)  آن را «ناخوداگاهی جمعی» می نامد. پدیده های مواریث عقلی که از نسل های گذشته به تدریج به نسل های بعدی منتقل شده  اند خواب و  خیال نبوده، بلکه واقعیاتی هستند که می توان آنها را در فرم ساختمان های قدیمی‌ای مشاهده نمود که مظهری از هنر معماری می باشند. با توجه به این مطالب، اینک ضروری است بدانیم که شرایط اقلیمی، مصالح ساختمانی محلی و عوامل تبعی آنها، که کنسترکسیون و فرم هستند، در این مسائل به هم پیوسته چه نقشی دارند. در ایران می توان با وجود روابط اجتماعی و مذهبی یکسان و شرایط متفاوت اقلیمی، مسائل فوق را دقیقاً مورد بررسی و مطالعه قرار داد.
در حواشی فلات ایران، کلبه های عشایری بسیاری به چشم می خورند که اساس ساختمان آنها بر اصول کنسترکسیون سیمی است (سیم های به هم تابیده و کشیده شده). کنسترکسیونی که مهندسین کشورهای غربی، در قرن اخیر مجدداً به آن دست یافته و پس از توسعه و تکمیل، از آن در امر ساختن سالن های بزرگ استفاده نموده اند. از طرف دیگر، کلبه های ترکمن ها بر اصول دیگری استوارند. بدین نحو که کنسترکسیون آنها پیشتر از چوب های گرد نازک ساخته شده و سپس در های لازم در آنها تعبیه می گردند. پس از خاتمه ی این مراحل، این کلبه های سیلندری‌شکل را در جاهای مورد نظر نصب و سپس آنها را با تسمه های آهنین مهار می کنند و پس از مهار کردن، روی آنها را گل‌ اندود می نمایند. در نهایت نیز سقف را که جداگانه بافته و آماده شده است، روی آنها نصب می نمایند. در دامنه ی کوه های البرز شمال و نواحی مجاور دریای مازندران، یعنی محل کشت چای و برنج و همچنین در میان درختانی بلند و سرسبز، خانه های چوبی چند‌طبقه ای به چشم می خورند که سقف آنها از ساقه های برنج بوده و روی آنها بر اثر رطوبت خزه روییده است.
این خانه ها که در دشت های مرطوب به طور پراکنده ساخته شده اند، برای محفوظ ماندن از رطوبت زمین، روی پایه های چوبی متعددی پهلوی هم قرار گرفته اند، ولی آنهایی که در دامنه های خشک آن نواحی قرار دارند، بر پایه هایی از سنگ و گل بنا شده اند.
به منظور حفاظت اتاق ها از باران، بالکن های عظیمی در اطراف اتاق های نشیمن و خواب تعبیه کرده اند که از آنها برای نگهداری محصولات کشاورزی و انجام کار و استراحت استفاده می‌نمایند.
هسته ی مرکزی این منازل را اتاق های نشیمن و خواب تشکیل داده که کاملاً با وضع افراد خانواده متناسب می باشند؛ به این شکل که سالمندان، به‌خصوص والدین، در طبقه ی اول و فرزندان متأهل در طبقه ی دوم زندگی می کنند. از فضای خالی زیر ساختمان نیز برای جا دادن و نگهداری وسایل نقلیه و قایق ها استفاده می شود. در دره های کوه های البرز، برنجکاران محصول برنج خود را در میان مزارع خرمن کوبی کرده و گاهی آن را در همان محل بر روی پایه های بلندی از چوب نگهداری می نمایند. از زمین های اطراف این آلاچیق ها برای کوبیدن خرمن و از فضای زیر آنها، برای استراحت زارعین و حفاظت آنان و چهارپایان از باران و گرما استفاده می شود. همچنین، سقف ساختمان های عمومی نظیر انبار های برنج، مساجد کوچک و غیره ــ که جزئیات کنسترکسیون چوبی آنها کاملاً همانند خانه های مسکونی و ساختمان های چوبی چند‌طبقه می باشد ــ با همین ساقه های برنج پوشیده شده‌اند. معابر و میادین نیز اغلب با حصارهایی از نی و یا ساقه های برنج محصور گشته‌اند.
همه ی اینها گویای این واقعیت است که یک هماهنگی و یکپارچگی چشمگیر میان این مجموعه و طبیعت سرسبز و باشکوه اطراف آن وجود داشته و مشخصات و جزئیات یک «فرم» را بسیار واضح نمایان می سازد. از طرف دیگر، همین مظاهر جزئی که مجموعاً فرمی را به‌وجود آورده اند، مفاهیمی خاص و سمبلیک دارند؛ به‌عنوان مثال مفروش کردن بالکن ها و پله هایی که به آنها منتهی می شوند (با حصیر) و استفاده از آنها به‌عنوان اتاق نشیمن، حاکی از خصوصی بودن حریمی است که رعایت حرمتش ضروری می باشد و انسان باید پیش از ورود به آن مکان، کفش های خود را از پا در‌آورده و سپس داخل شود. همانطور که در حال حاضر این رسم در ژاپن معمول است و در گذشته نیز در ترکیه متداول بوده است.
بالعکس، دهات دشت های خشک و لم یزرع البرز جنوبی با آن باد های موسمی و متناوب خود، تصویر دیگری از طرز ساختن خانه های حیاط‌دار در این نواحی، که از گل و یا سنگ، نزدیک و یا متصل به هم ساخته شده اند، در نظر مجسم می سازد ــ تصوری که با تصویر متبادر به ذهن از دهکده های دامنه های البرز شمالی کاملاً مغایرت دارد؛ زیرا قسمتی از دیوارهای این منازل از گل و قسمت دیگری از آنها از سنگ های نامنظم ساخته شده. سقف آنها نیز از تیر های چوبی گرد بنا شده که اغلب آنها به طور طبیعی و دست  نخورده به کار رفته اند و روی آنها با پوششی از ملاط گل مستور گشته است. وقتی انسان به صورت افقی به سطح بام ها، دیوار خانه ها و باغ ها نگاه کند، تصور می نماید که این سطوح ادامه ی سطوح همان زمین هایی هستند که در اطراف این منازل قرار گرفته اند.
علاوه بر‌آن، ساکنین این نواحی خانه های خود را از این جهت روی تپه ها و دامنه های جنوبی این جبال، پله ای و مشرف به یکدیگر ساخته اند که ضمن داشتن دیدگاهی برای نگریستن به محیط و طبیعت، بتوانند از آفتاب جنوبی نیز به طور دائم و کامل استفاده نمایند. این دقت و دور اندیشی، قانونی قدیمی در مورد شهرسازی را به خاطر می آورد، که در آن، چنین تصریح شده است: «خانه ات را طوری بساز که از دید کامل و نور خورشید برخوردار باشی، بدون این که همسایه ات را از این دو نعمت طبیعی و لازم محروم سازی».
پشت بام منازل نیز که حریمی خصوصی برای خواب یا نگهداری آذوقه ی ساکنین آن است با دیوارهای کوتاهی از خشت خام محصور و برای حفاظت کامل افراد خانواده از دید همسایگان، در هنگام خواب پرده هایی روی طناب می آویزند و انتهای آن را به دیرک‌های چوبی می بندند.
اگر غریبه‌ای روی بام برود، می تواند صحن حیاط را به خوبی مشاهده نماید، ولی به علت ضوابطی که وجود دارد به ندرت چنین اتفاقی می افتد. علاوه بر‌آن، امکان نگاه کردن از توی کوچه یا خیابان به داخل حیاط وجود ندارد؛ زیرا دیوار های مشرف به کوچه یا خیابان فاقد پنجره بوده و فقط به وسیله ی یک در، راه ورود و خروج به داخل حیاط تأمین شده است. این در نیز همان گونه که در چین و ترکیه متداول است، دارای آستانه ی مرتفعی بوده و دیوار حفاظی پشت آن نیز مانع نگاه غیر به داخل حیاط می گردد.
در مناطق کوهستانی، دیوارها از تخته‌سنگ های غیر‌منتظم ساخته شده و شکاف آنها با ملاط گل مسدود گردیده است. در پاره ای از نقاط، روی دیوارها و چینه ها را نیز با بوته های خار پوشانده اند. به طور مثال در دهکده ی بزرگ و زیبای مجن که در میان مزارع وسیع و باغ های سبز و خرم، در ارتفاع تقریباً 2600 متری البرز جنوبی قرار گرفته است، می توان این مناظر را مشاهده نمود. سطوح داخلی دیوارهای منازل این دهکده ی زیبا با خاک قرمز و حاشیه ی چهارچوب درها با خاکی سفید رنگ تزئین شده است که در نزدیکی همان نواحی وجود دارد. همچنین، نرده های چوبی اطراف بالکن ها و ستون های چوبی و سرستون ها، با استفاده از همین خاک ها رنگ آمیزی شده اند. رنگ فیروزه ای درها، چنان هماهنگی جالبی با رنگ های به کار برده شده به‌وجود آورده اند که انسان تصور می کند تمام این کنسترکسیون، پیکره ی زیبایی می باشد که با چیره دستی تراشیده و رنگ آمیزی شده است. مردم از امکانی که طبیعت از این لحاظ در اختیارشان قرار داده، بهره برداری کامل نموده و همه جا، حتی قبرهای خود را، پس از ساخت با این خاک های سفید و قرمز می‌آرایند. تزئین حاشیه ی دور دروازه ها (که گویا فرمی بسیار قدیمی برای همه ی دروازه ها بوده است)، درها و اشکاف ها [گنجه ها] با رنگ سفید، دو هدف ساده ولی مهم را تأمین می نموده است: اولاً، هموار نمودن سطح ناصاف دیوارها و آماده کردن آنها جهت جاگذاری چهارچوب درها و ثانیاً، مشخص نمودن مرز بین حریم خصوصی و محل عمومی. البته شفافیت خاص این رنگ در تمیز این مرزها بسیار مؤثر بوده و هست. نمونه ای که ذکر شد، شاید از نظر هنر معماری نمونه ای بسیار ساده و یک امر بدیهی به شمار آید، ولی در جایی که تکنیک یدی از ضروریات زندگی محسوب می شود، کلمه ی «قابل توجه» نیز در مورد این نوع ابنیه، مفهومی خاص و مهم پیدا می کند.
در نقاطی که فاقد سنگ و چوب می باشند (مانند نواحی بین مشهد، کرمان و اصفهان که در اطراف کویر نمک قرار گرفته اند) برای ساختن دیوار ساختمان ها و سقف آنها که به شکل خرپشته و گنبدهای فاقد اسکلت ساخته شده اند، از خشت خام و گل استفاده کرده و پس از اتمام کار، روی آنها را با قشری نازک از کاهگل می پوشانند. در‌حالی‌که دیوار حیاط ها و باغ ها، از چینه های گلی به قطر تقریباً 30 تا 40 سانتی متر می باشند که با دست روی هم چیده شده اند. این توانایی حاصل از دانش تجربی که گل را به راحتی، آن هم با دست و بدون ابزار کار، فرم می بخشند ظاهراً خود اساس و پایه ی شکل بخشیدن به بسیاری از عناصر و اجزا ساختمان است:
• تنور مدوری که زنان روستایی جهت پختن نان، خمیر نازک شده را از بالا به داخل آن برده و با ضربه ای سریع و محکم به دیوار داغ آن می چسبانند. همچنین سکوی جلوی آن که برای تبدیل خمیر به چانه مورد استفاده قرار می گیرد.
• طاقچه هایی که روی دیوار  حیاط ها و اتاق های نشیمن ایجاد می شوند و از آنها برای نگهداری لوازم منزل و آذوقه استفاده می گردد.
• گنبد ها و هواکش هایی که برای تهویه ی هوای اتاق های نشیمن بر روی سقف بام ها می سازند و بدین وسیله، ضمن تهویه ی هوا، مناظر بدیع و جالبی را نیز به‌وجود می آورند.
• گنبــد های بزرگ و مضاعـفی که محافــظ آب انبـارها می باشند. همچنین پله هایی که برای تعمیرات و نگهداری آنها ساخته می‌شوند و هواکش هایی که جهت تهویه ی هوای آنجا ایجاد می نماید.
• تعبیه ی بادگیر هایی برای منازل و آب  انبارها، به نحوی که هوای سرد از دهانه ی آنها داخل فضای ساختمان و آب  انبارها شده و هوای گرم از منفذی که در سقف ایجاد گردیده است، خارج  شود. وجود این بادگیرها در مناطق گرمی چون گناباد، طبس، کرمان، یزد و اصفهان، خود دلیل قاطعی بر پیش بینی های لازم در امر بهبود محیط زیست است؛ به‌خصوص برای خانه های یک یا دو طبقه ای که در نواحی شمالی، شرقی و جنوبی کوه های زاگرس ساخته شده اند. استفاده از گل به شکل‌های مختلف در ساختمان های ناشناخته ــ چه به صورت ملاط که شکل پذیر است و چه به شکل خشت خام که از 6000 سال پیش متداول بوده است و بالاخره چه به فرم آجر ــ نمایانگر فرهنگی مترقی و تکنیک پیشرفته‌ای می باشد که موجبات ساختن آجر و ایجاد گنبد های مختلف و با شکوهی را فراهم نموده و فنون لعاب کاری و جلا دادن را به‌وجود آورده است.
در کاروانسراهای بزرگ، حمام های عمومی، بازارها و مساجد با شکوه، هنر معماری ایران به عالی ترین شکل خود تجلی نموده است و می توان باور داشت که تکنیک پارچه بافی و قالیبافی و یا امثال آن، هنر ساختمانی را تحت تأثیر قرار داده است. علاوه بر‌آن، در اطراف زمین های بایر شهر اصفهان نیز کبوترخانه های مدور مشهور و زیبایی یافت می شوند که در بعضی از نقاط مخروبه ی بدنه ی آنها ــ که بقایای سفیدکاری و گچکاری قدیمی آن کاملاً به چشم می خورند ــ کنسترکسیون آجری به خوبی و به وضوح مشهود است. این کبوترخانه ها که دورنمایی از مشخصات زمین های اطراف خود می باشند و صرفاً برای تهیه ی کود به‌وجود آمده اند که از فضله ی کبوتران تولید می شود، گواه بارز و گویایی بر اهمیت و ارزش تأمین بی‌وقفه‌ی مواد کشاورزی است که در فرهنگ باغداری و فلاحتی قدیم ایران، مقام خاصی داشته و دارد و همچنین نمایانگر اهمیتی است که مردم آن همیشه برای توسعه ی کشاورزی قائل بوده اند. در کشور چین نیز از فضولات کرم ابریشم که در زیر درختان توت پخش می شده، به‌عنوان کود در امر کشاورزی استفاده می شده است.
از همه جالب تر و زیباتر، فرم گنبدهایی است که مشبک بوده و دارای کنسترکسیون چند‌ضلعی می باشند. فایده ی این نوع گنبدها که در مناطق گرم مانند طبس و گناباد، روی حوضخانه های منازل ساخته شده اند، این است که با کمک هواکش های دیگر و سایر دریچه های جانبی، هوا را کامل خنک می‌کنند. این نوع گنبدها را نیز می توان در بیشتر طاق های قوسی، گنبدی‌شکل (در حمام های عمومی) و بازارها مشاهده نمود.
شبکه هایی که از آجر ساخته شده اند، در واقع خود نقطه ی عطفی بوده در جهت ایجاد شبکه هایی که بعداً از چوب و سرامیک به‌وجود آمده اند. در اتاق های منازل شهر نای بندان، تعداد زیادی از این نوع پنجره های مشبک از خشت خام ساخته شده اند که فرم آنها سه گوش بوده و اندازه های مختلفی دارند.
هنر معماری آجری را می توان در حد کمال خود، در کاروانسراهای بزرگ مشاهده نمود.
کاروانسراهایی که دارای حیاط های وسیع، اصطبل های عظیم، اتاق های ایوان دار، آب  انبارها و مساجد متعدد بوده و در مواقع ضروری نیز به‌عنوان یک دژ مستحکم، مورد استفاده ی ارتش قرار می گرفته است.
نمونه ی عالی و باشکوه آن، کاروانسـرای صفویـه در میانـدشت است که دارای کنسترکسیونی بسیار مستحکم و طاق هایی گنبدی‌شکل و بام های مسطح و قابل عبور می باشد.
علاوه بر کاروانسراها، مساجد نیز با گنبدهای باشکوه و ایوان های بزرگ خود، نمونه ی دیگری از پیشرفت هنر معماری آن زمان هستند. پوشش گنبد ها و دیگر نقاط چشمگیر آن و همچنین نمای ایوان های مساجد با کاشی های منقوش و زیبا، بدون تردید در افزایش زیبایی، ظرافت و قدرت جاذبه ی آنها نقش بسیار مؤثر و قاطعی را ایفا نموده اند. در اینجا، می توان به وضوح، نفوذ سنت دیگری را در به‌وجود آمدن سبک معماری این ایوان ها و گنبدها شناخت. به‌خصوص اینکه نمای خارجی این ایوان ها در انتهای قسمت فوقانی خود، مختوم به سطوح افقی بوده و نقوش کاشی های به کار رفته با نقش و نگار قالـی های آن زمان کاملاً مطابقت دارد و حتی در اغلب کاشی ها، جزئیات نقش و نگار این قالی ها نیز منعکس گردیده اند. این تشابه زیاد می تواند احتمالاً منشأ اصلی این سبک معماری را اینگونه توجیه نماید.
چادرهای بزرگ و خیمه های دیگری که برای رؤسای ایلات و عشایر برپا می داشتند، دارای اسکلت بندی محکمی از تیرهای چوبی بوده اند که روی آنها را جهت زیبایی، با فرش های بزرگ و نفیسی می پوشانند و با این عمل ضمن تأمین زیبایی، در قسمت فوقانی چادرها نیز خطوطی صاف و افقی ایجاد می‌نمودند. اگرچه ناهمواری هایی در سطوح قالی های آویخته شده‌ به‌وجود می آمد، این ناهمواری ها نمی توانستند چندان موجب کاهش زیبایی مورد نظر گردند. نقش و نگار این قالی ها، برداشتی از آرایش های سمبلیک بوده است که در آن موتیف های گیاهی [الگوهای گیاهی] و آب جاری نقش مهمی را به عهده داشته اند. به‌خصوص رنگ‌های آبی فیروزه ای و سبز روشنی که برای بافت نقش و نگار این قالی ها به کار رفته اند، این نظر را تقویت می نمایند که این رنگ ها نمایشگر گیاهان سرسبز، هوای تازه و لطیف، رطوبت و هوای خنک در نواحی مسکونی و جریان آب در زمین های حاصلخیز مناطق خشک بوده است.
رنگ هایی که در داخل این مساجد برای پوشش چوب ها به کار رفته اند، منبت کاری های زیبایی که با صدف انجام گرفته اند و گذشته از همه ی اینها، آیینه کاری برش های منشوری‌شکل طاق مساجد و محراب هایی که با قطعات بی شماری از آیینه ی خرد انجام شده اند، به حدی جالب و جذاب هستند که هنگام بازدید، به دشواری می توان به اشیای دیگری توجه نمود که در این مساجد وجود دارند.
بدین طریق، هنگام مقایسه‌ی این نوع مساجد و حمام های عمومی و نمای داخلی و خارجی آنها ــ که در همه جا به‌عنوان سمبل معماری به شمار می‌آیند ــ با خانه های معمولی گلی همجوارشان، که دارای سطوحی ناهموار می باشند، مشاهده می کنیم که این تضاد عینی، نوعی هماهنگی اعجاب انگیز به‌وجود آورده و خود موجب افزایش قدرت جاذبه و ابهت این مساجد و ساختمان های عمومی گردیده است.

منبع:
راینر، رولاند (1977). ابنیه ی عامیانه ی ایران، ترجمه ی نصرت اللّه وفایی کیش. گراتس: آکادمیش دوروک.
بهارناز، محمدرضا(1384). عشایر همگام پرستوها.[تصویر] تهران: خانه ی فرهنگ و هنر گویا.

فصلنامه هنرمعماری شماره 41

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Aliquam consectetur Nullam eleifend pulvinar risus felis ultricies
× چطور میتونم به شما کمک کنم؟